صنعت بسته‌بندی در خط مقدم یک تغییر دگرگون‌کننده قرار دارد که ناشی از همگرایی روندهایی است که چشم‌انداز آن را تغییر می‌دهند. در حالی که سازمان‌ها تلاش می‌کنند تا هزینه‌ها را بهینه کنند، با قوانین در حال تحول مطابقت داشته باشند و تعهدات پایداری را برآورده سازند، این روندها هم چالش‌ها و هم فرصت‌هایی را ارایه می‌دهند. جان بلیک، تحلیلگر ارشد و مدیر در گارتنر، در مورد چگونگی درک و هدایت این تغییرات برای حفظ رقابت‌پذیری و دستیابی به موفقیت بلندمدت، بیشتر توضیح می‌دهد.

روندهایی که صنعت بسته‌بندی را تحت تأثیر قرار می‌دهند، به صورت مجزا وجود ندارند. به طور فزاینده‌ای، قانون‌گذاری، بهینه‌سازی هزینه و مدیریت داده به یکدیگر مرتبط و وابسته شده‌اند. ایالات متحده در اواخر سال ۲۰۲۵ با اجرایی شدن اولین قانون مسوولیت تولیدکننده (EPR) برای بسته‌بندی در ایالت اورگان، نقطه عطفی را رقم زد و انتظار می‌رود کلرادو و کالیفرنیا نیز در سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ به دنبال آن باشند. این ارتباط متقابل به این معناست که تصمیمات در یک حوزه می‌توانند پیامدهای قابل توجهی در حوزه دیگر داشته باشند. برای مثال، قانون‌گذاری بسته‌بندی، هزینه‌هایی را برای انواع خاصی از بسته‌بندی تحمیل می‌کند، اما در عین حال کاهش میزان بسته‌بندی مورد استفاده را نیز تشویق می‌کند. کاهش ضایعات می‌تواند منجر به صرفه‌جویی خالص در هزینه‌ها شود.

این قانون همچنین نیازمند حاکمیت دقیق‌تر داده‌های مربوط به ویژگی های محصول برای تولیدکنندگان است که می‌تواند از طریق هماهنگ‌سازی و بهبود شیوه‌های خرید نیز منجر به صرفه‌جویی در هزینه‌ها شود. رهبران زنجیره تأمین در موقعیت منحصربه‌فردی قرار دارند تا این ارتباطات را مشاهده کرده و بر ذینفعانی که ممکن است بر جنبه‌های منفرد تمرکز داشته باشند، تأثیر بگذارند.

روندهای مرتبطی که بسته‌بندی را دگرگون می‌کنند:

۱. بهینه‌سازی هزینه و کاهش ضایعات

ابتکارات بسته‌بندی پایدار، شفافیت بیشتری را در تولید و مصرف ایجاد می‌کنند و زمینه را برای تسریع در صرفه‌جویی در هزینه‌ها از طریق هوش داده و استراتژی‌های کاهش ضایعات فراهم می‌کنند.

تقریبا ۸۸ درصد از ۵۰ شرکت برتر زنجیره تأمین گارتنر در سال ۲۰۲۴، اهداف یا تعهدات مرتبط با ضایعات را تعیین کرده‌اند که نشان‌دهنده تمرکز صنعت بر پرداختن به هزینه‌های منابع و عملیاتی، الزامات قانونی و تأثیرات زیست‌محیطی است. با این حال، پیشرفت چالش‌برانگیز بوده است و بسیاری از شرکت‌ها تعهدات داوطلبانه خود در زمینه بسته‌بندی پایدار را مورد بازبینی قرار داده‌اند.

برای کاهش مؤثر ضایعات، شرکت‌ها باید بر طراحی بهبودیافته تمرکز کنند، زیرا تا ۸۰ درصد از تأثیرات زیست‌محیطی یک محصول در مرحله طراحی تعیین می‌شود. این مداخله در مراحل اولیه برای به حداقل رساندن ضایعات و بهینه‌سازی استفاده از مواد و سرمایه‌گذاری ضروری است. رهبران اجرایی باید استراتژی‌هایی را اتخاذ کنند که با الزامات انطباق و اولویت‌های پایداری، مانند ضایعات و انطباق با مقررات، همسو باشند.

سازمان‌ها با پذیرش پیشگیری فعالانه از ضایعات و بهینه‌سازی منابع از طریق نوآوری در مراحل اولیه، می‌توانند محصولات و فرآیندها را بازاندیشی و بازطراحی کنند تا ضایعات را در منبع آن حذف کنند. اجرای یک فرآیند حاکمیتی برای اطمینان از اینکه محصولات جدید پایداری را افزایش می‌دهند و ایجاد تیم‌های چندوظیفه‌ای برای شناسایی فرصت‌های مستمر حذف ضایعات، گام‌های مهمی در این راستا هستند.

سازمان‌ها از طریق بهبود دید دیتا و پذیرش این استراتژی‌ها می‌توانند فرآیندهای بسته‌بندی را ساده‌تر کرده، ضایعات را کاهش داده و به صرفه‌جویی قابل توجهی در هزینه‌ها دست یابند و در نهایت منجر به یک صنعت بسته‌بندی پایدارتر و کارآمدتر شوند.

۲. ارزیابی مجدد اهداف بسته‌بندی پایدار و تأثیر قوانین جهانی

با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل سال ۲۰۲۵، بسیاری از سازمان‌ها در حال ارزیابی مجدد تعهدات خود در زمینه بسته‌بندی پایدار به دلیل چالش‌های فنی و مالی هستند. این ارزیابی مجدد فرصتی را برای منطقی‌سازی هزینه‌ها، امکان‌سنجی و همسویی با قوانین در حال تحول بسته‌بندی پایدار فراهم می‌کند.

گارتنر اکنون پیش‌بینی می‌کند که تا سال ۲۰۲۸، ۷۵ درصد از سازمان‌هایی که اهداف بسته‌بندی پایدار را اعلام کرده‌اند، اهداف داوطلبانه خود را رها کرده و به جای آن با دستورالعمل‌های قانونی همسو خواهند شد. این تغییر بر نفوذ روزافزون قوانین بسته‌بندی پایدار تأکید دارد.

مسوولیت تولیدکننده (EPR) برای بسته‌بندی، که مسوولیت پایان عمر بسته‌بندی را بر عهده تولیدکنندگان می‌گذارد، به سرعت در حال گسترش از اروپا به آمریکای شمالی، آسیا و اقیانوسیه و مناطق دیگر است. این سیاست عمدتا مسوولیت‌های مالی را بر تولیدکنندگان تحمیل می‌کند و آنها را ملزم به پرداخت هزینه بر اساس نوع و مقدار بسته‌بندی فروخته شده می‌کند. الزامات اضافی ممکن است شامل طراحی بسته‌بندی برای پایداری، کاهش بسته‌بندی و استفاده مجدد از بسته‌بندی باشد و برخی از حوزه‌های قضایی محدودیت‌ها یا ممنوعیت‌هایی را برای انواع خاصی از بسته‌بندی اعمال می‌کنند.

افزایش استانداردهای انطباق، ضعف‌هایی را در داده‌های مشخصات بسته‌بندی آشکار کرده است که برای برآورده کردن الزامات گزارش‌دهی بسیار مهم است. سازمان‌ها برای مدیریت ماهیت پیچیده الزامات گزارش‌دهی جهانی بسته‌بندی پایدار و کاهش خطرات مالی ناشی از عدم انطباق، به نرم‌افزارها و خدمات انطباق با EPR بسته‌بندی روی آورده‌اند.

۳. پیشرفت در مدیریت داده‌های بسته‌بندی

داده‌های مشخصات دقیق برای انطباق با قوانین بسته‌بندی ضروری است. رشد قوانین جهانی پایداری برای تولیدکنندگان، ناکارآمدی‌های موجود در راهکارهای مدیریت داده‌های مرتبط با ویژگی های محصول، از جمله مشکلات مربوط به کیفیت، کامل بودن و دقت مشخصات را برجسته می‌کند. این امر باعث شده است تا رهبران فناوری زنجیره تأمین و مدیران ارشد اطلاعات (CIO) به دنبال راهکارهایی برای برآورده کردن الزامات انطباق باشند.

بسیاری از سازمان‌ها، صرف نظر از منطقه، صنعت یا اندازه، هنوز برای مدیریت داده‌های مشخصات به فرآیندهای قدیمی یا دستی متکی هستند که منجر به فشار بر منابع، افزایش هزینه‌ها و خطرات عدم انطباق می‌شود.

ابزارها و برنامه‌های کاربردی داده‌های مشخصات اغلب در اولویت پایین‌تری قرار گرفته و بودجه کافی برای آنها در نظر گرفته نشده است که منجر به اتکای بیش از حد به ابزارهای قدیمی، صفحات گسترده، فرآیندهای دستی و تأمین‌کنندگان برای حفظ داده‌ها شده است. این ناکارآمدی‌ها توانایی سازمان‌ها را برای استفاده از یادگیری ماشین (ML) و هوش مصنوعی (AI) به منظور استخراج بینش‌های معنادار مرتبط با توسعه محصول، بهینه‌سازی و پیش‌بینی تأثیرات نظارتی بر سبد محصولات، مختل می‌کند.

برای جلب حمایت جهت تخصیص منابع برای ارتقاء مدیریت مشخصات، سازمان‌ها باید از الزامات گزارش‌دهی قوانین مربوط به محصول و بسته‌بندی استفاده کنند. اطلاع دادن به ذینفعان کلیدی در مورد خطرات مالی انطباق و اعتبار برند مرتبط با اتکای مستمر به شیوه های قدیمی ضروری است.

۴. سرمایه‌گذاری در مدیریت لیبل و طرح هنری

مدیریت لیبل و طرح هنری که به طور سنتی بودجه کمی به آن اختصاص داده می‌شد، اکنون برای برآورده کردن الزامات قانونی و تسریع در عرضه محصولات، سرمایه‌گذاری بیشتری دریافت می‌کند. برنامه‌های کاربردی در این حوزه، محتوای محصول و بسته‌بندی را برای دارایی‌های فیزیکی و دیجیتالی مدیریت می‌کنند. دیجیتالی‌سازی داده‌ها برای محتوای لیبل و طرح هنری از اتوماسیون و انطباق با استانداردهای داده، که یک روند رو به رشد در زنجیره‌های تأمین است، پشتیبانی می‌کند. این تغییر مزایای متعددی از جمله بهبود ردیابی، کاهش خطاها و بهینه‌سازی هزینه را ارایه می‌دهد.

پیشرفت‌های فناوری، مانند انتقال به راهکارهای مبتنی بر فضای ابری که دسترسی را بهبود می‌بخشد و ادغام یادگیری ماشین و هوش مصنوعی، از عوامل کلیدی رشد در بازار مدیریت برچسب و طرح هنری هستند. این پیشرفت‌ها به ویژه در بخش‌های تولید و علوم زیستی، جایی که مدیریت پیچیده داده‌ها و انطباق با مقررات حیاتی است، تأثیرگذار هستند.

برای جلب حمایت جهت تخصیص منابع برای ارتقاء مدیریت لیبل و طرح هنری، سازمان‌ها باید از الزامات داده‌های مشتریان، مقررات و عملیات استفاده کنند. آگاه کردن ذینفعان کلیدی از خطرات انطباق، مالی و شهرت برند مرتبط با ادامه اتکا به ابزارها و شیوه‌های قدیمی ضروری است.

سازمان‌ها با تعیین کمیت جنبه‌هایی از برچسب‌گذاری و طرح هنری که به طور مکرر تغییر می‌کنند و جاهایی که فرصت‌هایی برای بهبود سرعت، هزینه و کیفیت وجود دارد، می‌توانند استراتژی‌های مدیریت برچسب و طرح هنری خود را به طور مؤثری بهینه کنند.

به سوی ۲۰۳۰: پذیرش آینده بسته‌بندی

سال ۲۰۲۵ می‌تواند نقطه عطفی برای صنعت بسته‌بندی باشد. رشد قوانین بسته‌بندی در سطح جهانی بی‌سابقه است و احتمالا نحوه توسعه، طراحی، استفاده و بازیافت بسته‌بندی پس از مصرف را تغییر خواهد داد. فناوری، که ناشی از توسعه نرم‌افزار، محاسبات ابری، یادگیری ماشین و هوش مصنوعی است، ابزارهای مورد استفاده در صنعت بسته‌بندی را متحول خواهد کرد.

رهبران سازمانی باید روندهای پیشرو و مهمتر از همه، تأثیر آنها را هنگام مشاهده به صورت مجموعی در نظر بگیرند. این روندها نیازهای منابع و استعدادها، استراتژی‌های سرمایه‌گذاری و استراتژی‌های بسته‌بندی میان‌مدت تا بلندمدت را شکل خواهند داد.