همه درباره این صحبت میکنند که چگونه میتوانند برندشان توسط هوش مصنوعی بهتر دیده و پیدا شود. بیشتر این بحثها شبیه همان سئوی سنتی است، فقط با نامی جدید؛ تولید محتوای بیشتر، بهینهسازی وبسایت و پاسخ دادن به پرسشهای بیشتر. اما به نظر من، ابتدا یک مسئله کوچکتر وجود دارد که اهمیت بیشتری دارد: هوش مصنوعی نمیتواند چیزی را که شما نگفتهاید، حدس بزند.
Tosin Sam

فرض کنید کسی از ChatGPT بپرسد:یک نوشیدنی گازدار برای افزایش تمرکز در بعدازظهر پیشنهاد بده.
یا
یک نوشیدنی کمقند حاوی ال-تیانین چیست؟
اگر روی قوطی محصول شما فقط عباراتی مانند «انرژی طبیعی»، «حال بهتری داشته باشید» یا «روزتان را ارتقا دهید» نوشته شده باشد، هوش مصنوعی با یک مشکل مواجه میشود.
هوش مصنوعی با اطمینان فرض نمیکند که محصول شما:
- یک نوشیدنی عملکردی (Functional Beverage) است؛
- یک نوشیدنی گازدار است؛
- یک نوشیدنی حاوی آداپتوژنهاست؛
- یک نوشیدنی انرژیزا است؛
- یا یک محصول آبرسان است.
هوش مصنوعی تنها بر اساس نشانهها و اطلاعاتی که واقعاً در اختیارش قرار دادهاید، عمل میکند.
انسانها بهطور شگفتانگیزی در پر کردن خلأهای اطلاعاتی مهارت دارند، اما هوش مصنوعی چنین تواناییای ندارد. به همین دلیل، به نظر من متنهای روی بستهبندی اکنون بیسروصدا بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کردهاند.
نه به این دلیل که هوش مصنوعی به شکلی جادویی برچسبها را میخواند، بلکه چون هر توضیح شفاف از محصول، بیان مزایا، معرفی مواد تشکیلدهنده، اطلاعات درجشده در فهرست خردهفروشان، صفحه محصول و کاتالوگ توزیعکنندگان، همگی در کنار هم درک یکسانی از محصول شما ایجاد میکنند.
هرچه این نشانهها واضحتر باشند، هم انسانها و هم سامانههای هوش مصنوعی راحتتر میتوانند تشخیص دهند که برند شما دقیقاً در چه دستهای قرار میگیرد.
یک آزمون ساده:
آیا یک فرد (یا حتی یک هوش مصنوعی) میتواند تنها با نگاه کردن به بخش جلویی بستهبندی، در کمتر از پنج ثانیه به این سه سؤال پاسخ دهد؟
- این محصول چیست؟
- برای چه کسانی طراحی شده است؟
- چرا باید آن را انتخاب کنم؟
اگر پاسخ حتی یکی از این پرسشها مبهم باشد، احتمالاً بدون اینکه نیازی به تغییر لوگو، رنگها یا طراحی کلی بستهبندی داشته باشید، هنوز فرصت خوبی برای بهبود قابلیت دیدهشدن و کشفپذیری (Discoverability) محصولتان وجود دارد. این شاید یک جزئیات کوچک به نظر برسد، اما اهمیت آن روزبهروز بیشتر میشود.