مطالعه اخیر انجام‌شده برای کمیسیون اروپا درباره مواد در تماس با غذا (Food Contact Materials یا FCM) پایدار، گامی مهم برای این صنعت به شمار می‌رود. این مطالعه، تعریف روشن‌تری از مفهوم «FCM پایدار» ارائه می‌دهد و مجموعه‌ای از توصیه‌ها را برای هدایت مقررات آینده و تصمیم‌گیری‌های صنعت مطرح می‌کند. اکنون تمرکز اصلی بر این است که این اصول چگونه در عمل و در میان مواد و کاربردهای مختلف اجرا شوند. در کنفرانس اخیر Chemical Watch Food Contact Regulations Europe، دیدگاه صنعت پوشش‌های فلزی را درباره تأثیر این موضوع بر بخش بسته‌بندی فلزی ارائه کردم که با هم می خوانیم:

Tessa Slagter /  مدیر نوآوری پایدار در AkzoNobel Industrial Coatings

پایدار» واقعاً به چه معناست؟

یکی از مهم‌ترین نتایج این مطالعه، ارائه تعریفی جامع‌تر از پایداری در حوزه مواد در تماس با غذا است. این تعریف بر چهار اصل اساسی استوار است:

  • ایمنی مواد غذایی
  • کاهش اثرات زیست‌محیطی
  • کاهش تولید پسماند
  • حمایت از رژیم‌های غذایی سالم‌تر

این تعریف گسترده‌تر، واقعیت صنعت بسته‌بندی مواد غذایی را بهتر منعکس می‌کند. پایداری تنها به جنس ماده محدود نمی‌شود، بلکه به عملکرد آن در کل زنجیره تأمین و سیستم غذایی نیز وابسته است.

این تعریف چه معنایی برای بسته‌بندی فلزی دارد؟

به‌کارگیری این تعریف در صنعت بسته‌بندی فلزی، فرصت‌ها و ملاحظات مهمی را آشکار می‌کند.

بسته‌بندی فلزی از دیرباز نقش مهمی در محافظت از مواد غذایی، افزایش ماندگاری و کاهش ضایعات ایفا کرده است. با این حال، این صنعت باید همزمان انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش دهد، مصرف منابع را بهینه کند و استفاده از مواد نگران‌کننده را مدیریت نماید.

بنابراین، دستیابی به پایداری مستلزم ایجاد تعادل میان اولویت‌های مختلف است؛ به‌گونه‌ای که پیشرفت در یک حوزه، مشکلات جدیدی در حوزه‌های دیگر ایجاد نکند.

تکیه بر نقاط قوت موجود

یکی از مزیت‌های اصلی بسته‌بندی فلزی، زیرساخت توسعه‌یافته بازیافت آن است. فلزاتی مانند آلومینیوم و فولاد ذاتاً قابل بازیافت هستند و در بسیاری از کشورها، سیستم‌های جمع‌آوری بسیار کارآمدی برای آن‌ها وجود دارد؛ به همین دلیل، بسته‌بندی‌های فلزی هم‌اکنون نیز حاوی مقادیر قابل‌توجهی مواد بازیافتی پس از مصرف (Post-Consumer Recycled یا PCR) هستند.

افزایش بیشتر نرخ بازیافت، به میزان دسترسی به مواد بازیافتی وابسته است. این موضوع نیز مستلزم ارزش‌گذاری صحیح مواد و حمایت از سیستم‌های مؤثر جمع‌آوری، مانند طرح‌های بازگشت سپرده (Deposit Return Scheme)، خواهد بود.

در نتیجه، صنعت بسته‌بندی فلزی می‌تواند بر زیرساخت‌های موفق موجود تکیه کرده و آن‌ها را بیش از پیش بهبود دهد.

پیشرفت‌هایی که هم‌اکنون در حال انجام هستند

مطالعه تأکید می‌کند که مواد در تماس با غذا باید از همان مراحل اولیه طراحی، با در نظر گرفتن پایداری، ایمنی و عملکرد توسعه یابند.

در صنعت بسته‌بندی فلزی، این موضوع الزاماً به معنای استفاده از مواد یا فناوری‌های کاملاً جدید نیست. در بسیاری از موارد، پیشرفت‌های قابل‌توجه از طریق بهینه‌سازی مصرف مواد و فرآیندهای تولید حاصل شده است.

در حوزه پوشش‌ها، این پیشرفت‌ها شامل موارد زیر است:

  • جایگزینی پوشش‌های پایه‌حلال با پوشش‌های پایه‌آب در قوطی‌های نوشیدنی
  • کاهش ضخامت ورق‌ها، استفاده بهینه از مواد و بهبود فرآیندهای تولید
  • استفاده از شیمی‌های جدید پوشش با ردپای کربنی کمتر یا مواد اولیه جایگزین

اگرچه انگیزه اولیه این تغییرات، افزایش عملکرد و بهره‌وری بوده است، اما در عمل مزایای قابل‌توجهی از نظر پایداری نیز به همراه داشته‌اند.

با تکامل مقررات مرتبط با سلامت انسان، فرصت مناسبی فراهم خواهد شد تا ملاحظات پایداری از همان ابتدای فرآیند طراحی، به‌صورت هدفمند در محصولات لحاظ شوند.

جلوگیری از «جایگزینی نامطلوب»

یکی از موضوعات مهم مطرح‌شده در این مطالعه، احتمال بروز پیامدهای ناخواسته هنگام حرکت به سوی FCMهای پایدارتر است.

برای مثال، تمرکز بر رفع یک الزام خاص ممکن است در بخش دیگری مشکلات جدیدی ایجاد کند. این وضعیت به «جایگزینی نامطلوب» (Regrettable Substitution) معروف است؛ یعنی راهکاری که در کوتاه‌مدت مفید به نظر می‌رسد، اما در آینده چالش‌های تازه‌ای ایجاد می‌کند.

برای جلوگیری از چنین وضعیتی، باید مواد، کاربرد آن‌ها و کل زنجیره ارزش به‌صورت یکپارچه و جامع مورد بررسی قرار گیرند.

از توصیه‌ها تا اجرا

این مطالعه چند پیشنهاد کلیدی برای تسهیل گذار به مواد پایدار در تماس با غذا ارائه می‌دهد، از جمله:

  • تدوین استانداردها و دستورالعمل‌های هماهنگ برای مواد قابل استفاده مجدد
  • توسعه چارچوب‌های طراحی اکولوژیک (Eco-design) برای مواد در تماس با غذا
  • ارزیابی ضرورت واقعی اجزای محصول (Product Essentiality Assessment)
  • تعیین اهداف پایداری مبتنی بر شواهد علمی برای کل صنعت

این پیشنهادها، پایه‌ای مناسب برای حرکت آینده صنعت فراهم می‌کنند؛ اما اکنون مهم‌ترین مسئله، نحوه اجرای آن‌ها در عمل است.

برای مثال، در صنعت بسته‌بندی فلزی، افزایش استفاده از بسته‌بندی‌های قابل استفاده مجدد نیازمند ایجاد زیرساخت‌های کاملاً جدید است. بنابراین، بیشترین تأثیر در کوتاه‌مدت از طریق بهبود سیستم‌های موجود و تمرکز بر مهم‌ترین اولویت‌های پایداری حاصل خواهد شد.

راهنماهای طراحی اکولوژیک می‌توانند در انتخاب مواد با اثرات زیست‌محیطی کمتر و قابلیت بازیافت بهتر نقش مهمی ایفا کنند و در عین حال اطمینان دهند که مواد در تماس با غذا از نظر عملکرد، ایمنی و پایداری به‌صورت هم‌زمان توسعه یافته‌اند.

ارزیابی ضرورت اجزای محصول نیز مشخص می‌کند که آیا برخی مواد یا اجزا واقعاً برای عملکرد، ایمنی و کارایی ضروری هستند یا می‌توان آن‌ها را حذف یا جایگزین کرد. همچنین تعیین اهداف مشترک و علمی برای کل صنعت، چارچوبی معتبر و یکپارچه برای سنجش میزان پیشرفت فراهم می‌کند.

حفظ تمرکز بر پیشرفت

در کنار اجرای این توصیه‌ها، نحوه پیاده‌سازی آن‌ها نیز اهمیت زیادی دارد.

شفافیت و گزارش‌دهی ضروری هستند، اما نباید با ایجاد پیچیدگی‌های غیرضروری و افزایش بار اجرایی، سرعت پیشرفت را کاهش دهند. تمرکز اصلی باید بر ایجاد تغییرات واقعی، تشویق رفتارهای مثبت در سراسر زنجیره ارزش و در عین حال حفظ تناسب و عملی بودن الزامات گزارش‌دهی باشد.

مسیری مشترک به سوی آینده

مطالعه مربوط به FCMهای پایدار، چارچوب ارزشمندی برای آینده مواد در تماس با غذا ارائه می‌دهد.

اکنون چالش اصلی صنعت بسته‌بندی، تبدیل این چارچوب به اقدامات عملی است؛ به‌گونه‌ای که از ظرفیت‌های موجود بهره گرفته شود، چالش‌های اصلی برطرف شوند و از بروز پیامدهای ناخواسته جلوگیری گردد.

برای تحقق این هدف، صنعت به موارد زیر نیاز دارد:

  • اتخاذ رویکردی جامع و مبتنی بر کل سیستم
  • تمرکز بر مهم‌ترین موضوعات متناسب با هر ماده و هر کاربرد
  • همکاری میان تمام اعضای زنجیره ارزش
  • تعهد به شفافیت، قابلیت پیش‌بینی و پیشرفت مستمر

با چنین رویکردی، صنعت می‌تواند از مرحله تعریف پایداری عبور کرده و آن را به‌صورت عملی و هدفمند در محصولات و فرآیندهای خود محقق کند.