خیلی وسوسه کننده است که کل استراتژی عرضه محصول را بر پایه تولیدکنندگان محتوای سبک زندگی و ویدیوهای زیبای آنباکسینگ بنا کنید. اما قبل از این که تمام سرمایه گذاری خود را روی این رویکرد متمرکز کنید، می خواهم توضیح دهم چرا این کار معمولا به معنای بهینه سازی برای مخاطبانی است که در واقع خریدار نیستند. داده های اخیر در دسته نوشیدنی های عملکردی بسیار صریح و بی رحمانه هستند: کمتر از ۱۰ درصد خریداران بر اساس یک پست در شبکه های اجتماعی تصمیم به خرید می گیرند.
Tosin Sam / متخصص برندهای نوشیدنی DTC

بنیان گذاران نیمی از بودجه بازاریابی خود را صرف خرید دسترسی و دیده شدن می کنند، اما طوری رفتار می کنند که انگار در حال خرید اعتماد هستند. خرید یک نوشابه پری بیوتیک یا یک نوشیدنی حاوی آداپتوژن، یک تصمیم مرتبط با سلامت است. مصرف کنندگان آنچه را وارد بدن خود می کنند به شکلی کاملا متفاوت از یک تی شرت مد روز بررسی و ارزیابی می کنند.
این که یک اینفلوئنسر در TikTok در حال نوشیدن محصول شما باشد، آگاهی از برند ایجاد می کند. اما اعتماد ایجاد نمی کند. اعتماد از دو منبع نه چندان جذاب به دست می آید: توصیه های دهان به دهان و بسته بندی فیزیکی مبتنی بر شواهد علمی. برندهای موفق این موضوع را به شانس واگذار نمی کنند؛ آن ها اعتماد را مستقیما در تجربه محصول خود مهندسی می کنند.
شما مشکل بازاریابی ندارید، شما مشکل طراحی دارید
اینفلوئنسرها می توانند نگاه ها و توجه مخاطبان را به سمت شما جلب کنند، اما این بسته بندی فیزیکی و سیستم های ارجاع شما هستند که باید فروش را نهایی کنند.
دست از حدس زدن بردارید. برند خود را بر اساس ۵ عاملی که واقعا اعتماد ایجاد می کنند ارزیابی کنید؛ اینجاست که «امتیاز اعتماد شما» مشخص می شود.
مواردی که بر اساس آن ها امتیاز می گیرید عبارت اند از: قانون ۳ ثانیه ای، شواهد روی بخش جلویی بسته بندی، تله دوربین، سازوکارهای ارجاع و جامعه کاربری ارگانیک.
اگر امتیاز شما ۲ یا ۳ باشد، افزایش هزینه تبلیغات مشکل را حل نخواهد کرد. اعتماد با دسترسی و دیده شدن خریدنی نیست.